السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
62
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
بر خلاف اين است مانند وجود موضوع و محمول ( در مثال ) كه معنا و مفهوم مستقلى دارند وجود محمولى و مستقل ناميده مىشود . و بنابراين وجود دو گونه شد : مستقل و رابط . از آنچه گفتيم معلوم مىشود كه : 1 . وجودهاى رابط ، ماهيتى ندارند ، زيرا ماهيت چيزى است كه در پاسخ سؤال از « چيستى » يك شىء مىآيد و بنابراين حتماً يك وجود مستقل داراى معنا و مفهوم مستقلى خواهد بود . و مىدانيم كه وجود رابط اين طور نيست . 2 . اينكه چون وجود رابط ميان دو چيز است مستلزم اين است كه نوعى اتحاد ميان آن دو باشد ، زيرا وجود رابط جدا و خارج از آن دو نمىباشد . 3 . وجود رابط در واقعيت و خارج ( يعنى مطابق - به فتح باء ) قضاياى هليّات مركبه است كه معنايش ثبوت چيزى براى چيزى است ، و اما هليّات بسيطه ( كه فقط ثبوت يك چيز را افاده مىكنند مثل انسان موجود است ) در واقع و خارجشان وجود رابط نمىباشد ، زيرا ميان يك چيز با خودش رابطهاى نيست . به هيچ وجه جدايى و تغايرى ندارند تا رابطه بخواهد وحدتشان دهد . البته اين مربوط به واقع خارجى اين قضاياست ، و اما در خود قضيه ذهنى يا لفظى ، در تمام قضايا رابط هست . فصل دوم در اين جهت اختلاف دارند كه وجود رابط و وجود مستقل اختلافنوعى و ذاتى دارند كه به هيچ وجه قابل تغيير نيستند و وجود رابط حتى با توجه و التفات ثانوى هم امكان استقلال مفهومى ندارد ، يا اينكه اختلاف نوعى و ذاتى نداشته امكان تصور استقلالى با توجه ثانوى براى وجود رابط مىباشد . تحقيق ، موافق نظريه دوم است ، زيرا همانطور كه در بحثهاى مربوط به علت و معلول خواهيم گفت . وجود معلول در قياس به وجود علت ، وجود رابط است ، از